مدح و مرثیۀ امام مجتبی و سیدالشهدا سلام الله علیهم
دمبهدم گـفتم حسین و دمبهدم گفتم حسن بازدم گـفتم حـسین و باز هم گـفتم حسن این صدای پای عشق است از نجف تا کربلا یکقدم گفتم حسین و یکقدم گفتم حسن در عمود یکصد و هجده قراری داشتم تا رسیدم پای این باب الکرم گفتم حسن هرکجا در بین روضه تا صدا زد روضهخوان بیکفن گفتم حسین و بیحرم گفتم حسن هر سخن از دل برآمد لاجرم بر دل نشست هرکجا دل سوخت من هم لاجرم گفتم حسن حرف از شیب الخضیب آورده شد گفتم حسین کودک و موی سفید و قد خم گفتم حسن کوری چشم کسانی که بر او طعنه زدند هر کجا گـفـتـند شاه محـتـرم گـفتم حسن |